یکی از دلایل متقن و مستند بر امامت و خلافت حضرت امیرالمومنین علیه السلام آیه شریفه مباهله است. در این آیه خدای تعالی به پیامبرش دستور می دهد که مجادله کنندگان با حق را به مباهله فرا خواند تا هردو گروه به همراه فرزندان، زنان و کسانی که به منزله نفس و جان ایشانند در این امر شرکت کنند. خدای تعالی خطاب به رسول خویش می فرماید: ((إن مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکونQ الحق من ربک فلا تکن من الممترینQ فمن حاجه فیه من بعد ما جاءه من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبینQ إن هذا لهو القصص الحق و ما من إله إلا الله وإن الله لهو العزیز الحکیمQ فإن تولوا فإن الله علیم بالمفسدین)).[1] و رسول خدا ص پیرو این دستور الاهی به همراه حسنین علیه السلام به عنوان مصادیق «فرزندانمان»، و صدیقه طاهرهعلیها السلام، به عنوان مصداق «زنانمان»، و حضرت امیرالمومنین علیه السلام ، به عنوان مصداق «جانمان»، برای مباهله با مسیحیان نجران خارج شدند. اما مسیحیان که از راستی ادعای پیامبر اکرم ص آگاه بودند و با دیدن این صحنه بر یقینشان افزوده شده بود، از ترس هلاک، حاضر به مباهله نشدند

منابع مشابه بیشتر ...

5e4433161c96e.JPG

خلیفه و خلافت در اندیشه اهل سنت و زیرساخت های تحول امامت و خلافت به سلطنت آسمانی و خلیفه اللهی

غلامحسین زرگری نژاد

در تاریخ اسلام میان اصطلاح های خلافت، امامت و سلطنت هیچ وحدتی وجود ندارد و این خلط معنایی صرفا لفظی و لغوی نبوده، بلکه حاصل تحولاتی تاثیرگذار در تاریخ اندیشه اسلامی بوده است. اصطلاح «خلیفه»، به تفاوت، عنوانی برای تمام زمامداران یا خلافت نبوی در زعامت سیاسی مسلمانان و جانشینی خلیفه رسول الله، یا منصبی شرعی و نه عرفی به تمام خلفای راشدین، امویان و عباسیان نیز به کار برده می شد. درباره «امامت» باید گفت متکلمان اهل سنت که به وضوح شاهد فساد دستگاه خلافت بودند و میان خلفای راشدین با خلفای اموی و عباسی تفاوتی ماهوی می یافتند، به دلیل تداعی فساد خلفای وقت، مایل نبودند اصطلاح امامت را که بر خلفای زمانه آنان نیز اطلاق می شد، مورد استفاده قرار دهند. همچنین در این نوشتار نشان داده می شود که تلاش برای آسمانی کردن سلطنت اسلامی و کوشش برای استحاله امامت و خلافت نبوی از سوی عوامل اموی و راویان آن دوره، در ادوار بعدی نیز ادامه یافت و در دوره عباسیان، فرمانروایان این خاندان نیز خود را خلیفه خداوند و حاکم الهی در روی زمین توصیف کردند. در واقع، با ابهام و خلل در اصول سیاست نبوی و سیاست خلفای اولیه با نظام استیلایی و فرمانروایی سلطنتی، سنت‌های نبوی و اصول سیاست قرآنی مغفول ماند و سلطنت از این وضعیت بهره را کافی برد. با تبدیل خلافت به سلطنت، مصادیق نظریه امامت، به خلفای اولیه محدود شد.

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

5e43c6f3c36fe.JPG

ویژگی های اساسی امامان (ع) در اندیشه ابن قبه (ره)

اصغر غلامی

برخی مدعی هستند شیعیان سده های نخستین، رویکردی بشری به امامت داشته اند. یکی از عالمانی که با استناد به برخی عبارات متشابه، به عنوان نماینده قرائت بشری از امامت معرفی شده، ابن قبه رازی است؛ اما با بررسی آرای وی درباره ویژگی های امامان معلوم می شود ابن قبه امامان را دارای ویژگی های زیر می دانسته است: 1. وجوب طاعت، 2. حجیت، 3. منصوص و منصوب بودن از جانب خداوند، 4. علم الهی، 5. قدرت الهی (معجزه)، 6.عصمت. بنابراین هرگز نمی توان او را گواهی بر وجود عالمانی با قرائت بشری از امامت، معرفی کرد.

کلام و فرق/کلام و اعتقادات/امامت/کلیات
مقاله
597f55f635a90.jpg

مفهوم امامت در پرتو آیه ابتلای حضرت ابراهیم علیه السلام

اصغر غلامی

امامت مقامی الاهی است که به برخی از پیامبران و بندگان برگزیده،عطا می‌شود.تفسیرها و برداشتهای متعددی از امامت‌ ارائه شده و بر همین اساس،مبانی متفاوتی در فهم مقام امامت به‌ وجود آمده است.امام به‌معنی کسی است که از او تبعیت می‌شود.بر اساس آیهء 124 سوره بقره و با استناد به آیات و روایات،مقام امامت، عهدی الاهی است که به جعل خدا صورت می‌گیرد و از مقام نبوت و رسالت افضل است.مقام امامت پس از ابتلائات الاهی،به حضرت‌ ابراهیم علیه السلام عطا شده است. برخی از مفسران اهل سنت،امامت مطرح شده در آیه را به نبوت و رسالت تفسیر کرده‌اند.دیدگاههای مفسران اهل سنت از جمله فخر رازی،ذیل آیه مطرح و نقد و بررسی و سپس آراء مفسران شیعه بیان‌ شده است.بعضی از مفسران نیز در تبیین آیه،مقام امامت تکوینی را مطرح کرده‌اند که تا حدودی متأثر از مبانی عرفانی و فلسفی است.

کلام و فرق/کلام و اعتقادات/امامت/کلیات
مقاله