در سنت عرفانی ابن‌‌‌‌‌عربی، بعد از وحدت وجود، مؤلفۀ محوری‌‌‌‌‌ای با عنوان «انسان کامل» مطرح است. برخی شارحان نیز «انسان کامل» و «توحید» را دو مسألۀ اساسی عرفان نظری دانسته‌‌‌‌‌اند. ولایت، مقام خلیفةاللّهی، تصرّف در عالم و سریان در آن، خزانه‌‌‌‌‌دار اسرار الاهی و آینۀ دانایی و شاهیِ حق، پاره‌‌‌‌‌ای از ویژگی‌‌‌‌‌های انسان کامل است. بنابراین مؤلفۀ انسان کامل، همانند مفهوم «قیّم کتابِ» سهروردی، همان اوصاف امام در احادیث شیعی را دارد و مخاطب شیعی، آن را به مصداق «امام» بسیار نزدیک می‌‌‌‌‌یابد. ایدۀ انسان کامل در منظومۀ فکری فیض کاشانی به عنوان متفکری شیعی سبب شده او به آن دسته از روایاتی که در میان اندیشمندان شیعی به‌‌‌‌‌ویژه متکلمان، کمتر مورد توجه قرار گرفته، التفات دوباره و جدّی کرده است؛ و با استمداد از ایدۀ یادشده، به کشف دلالت‌‌‌‌‌های پنهان آیات و روایات و یا تثبیت دلالت‌‌‌‌‌های آشکار آن‌‌‌‌‌ها بپردازد. در این جستار، نقش التفاتی انسان کامل در امامت مطرح شده است و بر اساس آثار فیض کاشانی و نیز در پرتو ایدۀ انسان کامل، از چگونگی کشف دلالت‌‌‌‌‌های پنهان روایات در باب جایگاه وجودی امام و تثبیت دلالت‌‌‌‌‌های آشکار آن بحث می‌‌‌‌‌شود.

منابع مشابه بیشتر ...

5a943ce74f6e3.JPG

بررسی و نقد اندیشه امیر معزی در باب امامت سیاسی اهل بیت (ع)

علی آقانوری

جایگاه، ابعاد و نقش رهبری خاندان پیامبرn، به‌ویژه امامان شیعه، از جمله مباحثی است که همواره در جامعه اسلامی و خصوصا در میان شیعیان از آن بحث می‌شده و کشمکش‌های فکری و اعتقادی، و سیاسی مختلفی را به دنبال داشته است. یکی از دیدگاه‌های درخور تامل، توجه افراطی به نقش باطنی و رهبری معنوی ائمهb و نادیده‌انگاشتن بعد رهبری سیاسی ایشان و بی‌توجهی به قراین و شواهد منش سیاسی امامانb و توجه کافی نداشتن به نقش‌آفرینی آنها در تحولات و رخدادهای سیاسی است. این رویکرد در عصر حاضر بیشتر از همه به نام «محمدعلی امیرمعزی»، استاد دانشگاه سوربن گره خورده است. وجهه همت وی در آثار و تالیفات خود، معطوف به اثبات پیشوایی و رهبری باطنی و معنوی امام است. او می‌کوشد امام را شخصیتی معنوی و باطنی و در مجموع، به ‌دور از جنبه‌های سیاسی و کلامی معرفی کند. این مقاله، به دنبال رد نظریه ایشان با عرضه برخی مستندات برای اثبات جنبه سیاسی جایگاه امام است.

5a92f747468f6.JPG

جستاری در کابرد «امیرالمومنین» در فرهنگ و تمدن اسلامی

علیرضا واسعی

از مهمترین نکات در فهم متون تاریخی، درک درست اصطلاحات پرکاربرد آن است؛ چرا که محقق را در شناخت فضای تاریخی مورد تحقیق کمک کرده و او را از پیشداوری های مختلف حفظ می کند. یکی از این اصطلاحات، کلمه «امیرالمومنین» است که در متون تاریخی و بعضا مذهبی مسلمانان از جایگاه ویژه ای برخوردار می‌باشد. در مقاله «جستاری در کاربرد امیرالمومنین در فرهنگ و تمدن اسلامی» آقای دکتر سید علیرضا واسعی که در شماره 22 فصنامه علمی پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی به چاپ رسیده است، ضمن پرداختن به این اصطلاح و بررسی سیرتاریخی مفهوم آن در میان عامه مسلمانان و حاکمان اسلامی از جمله پیامبر و دیگر خلفا، تلاش شده تا به این پرسش، پاسخی مناسب داده شود که آیا در وضع اولیه این اصطلاح، مفهوم رهبری سیاسی جامعه اسلامی در نظر گرفته شده است یا دارای مصداق معینی بوده که در گذر زمان و تابع نیاز جامعه اسلامی به دیگر افراد سرایت کرده است؟ وی تلاش نموده تا به دور از پیشداوری های عقیدتی یا فرهنگی دستاورد متفاوتی را ارائه کرده وخاستگاه این اصطلاح را در فرهنگ جامعه اسلامی مشخص کرده، فراز و فرودهای آن را طول تاریخ اسلام بیان نماید.