Sociology of Shiʿite Islam is a comprehensive study of the development of Shiʿism. Its bearers first emerged as a sectarian elite, then a hierocracy and finally a theocracy. Imamate, Occultation and the theodicy of martyrdom are identified as the main components of the Shiʻism as a world religion. In these collected essays Arjomand has persistenly developed a Weberian theoretical framework for the analysis of Shiʿism, from its sectarian formation in the eighth century through the establishment of the Safavid empire in the sixteenth century, to the Islamic revolution in Iran in the twentieth century. These studies highlight revolutionary impulses embedded in the belief in the advent of the hidden Imam, and the impact of Shiʻite political ethics on the authority structure of pre-modern Iran and the constitution of the Islamic Republic of Iran.

منابع مشابه بیشتر ...

5df51fc1f2ca1.JPG

جایگاه تشیع در اندلس در مقایسه با مذاهب دیگر (تحلیلی بر علل گسترش نیافتن تشیع در اندلس)

محمدعلی چلونگر

مسلمانان از سال ۹۲ تا ۸۹۸ ق/۷۱۱ تا ۱۴۹۲ م، در اندلس حضور داشتند و این منطقه بخشی از دنیای اسلام محسوب می‌شد. با بررسی جایگاه تشیع در اندلس، این مسئله برای ما آشکار می‌شود که در دوره حاکمیت مسلمانان در این سرزمین، تشیع نفوذ و گستردگی نداشت و اندلس وضعیت متفاوتی با مناطق شرقی خلافت داشت.عواملی چند موجب شد که در این منطقه از جهان اسلام، تشیع نتواند از کثرت جمعیت برخوردار شود. این عوامل را می‌توان این گونه برشمرد: فعال نبودن اصحاب و راویان روایات ائمه(ع) در آنجا؛ حضور نداشتن گسترده قبایل و خاندان‌های شیعی؛ حاکمیت امویان که مخالف هرگونه اندیشه و تفکر با بن‌مایه‌های شیعی بودند؛ حاکمیت مذهب اوزاعی و بعد از آن مالکی که مخالف تفکر و اندیشه‌های شیعی بودند. این مقاله در پی بررسی این عوامل است.