نیمه اول قرن هفتم هجری، عصری تعیین­کننده در تکامل مکتب تشیع، محسوب می‌گردد. در این محدوده زمانی، تشیع امامیه، تحت تأثیر عوامل گوناگون، به یک جریان قدرتمند اجتماعی ـ فرهنگی در بغداد تبدیل گشت. در میان عوامل متعددی که در زمینه‌سازی برای رشد تشیع مؤثر بودند، یکی نیز وجود و فعالیت مدرسه­ مستنصریه است. مقاله حاضر، درصدد است تا با بهره­گیری از اندک داده­های موجود، به شیوه توصیفی ـ تحلیلی، به تبیین تأثیر مدرسه­ مستنصریه بر گسترش تشیع امامیه بپردازد. پژوهش حاضر، نشان می­دهد که این مدرسه­، با تبدیل نمودن منازعات مذهبی به مناظراتی مسالمت­ آمیز، فرصتی فراهم ساخت تا شیعیان امامیه، ضمن حضور در کادر اداری آن، به ترویج و تبلیغ عقاید و افکار خود بپردازند.

منابع مشابه بیشتر ...

5e2d75db71ef5.JPG

نگاهی به ادوار و مکاتب کلامی امامیه در قرون میانی

حمید عطایی نظری

کلام امامیّه در طول تاریخ جریان یکسان و یکدستی نبوده است و دستخوش تحوّلات بسیار در ابعاد مختلف شده است. متکلّمان امامی در ادوار گونا گون تح تتأثیر عوامل مختلف به ویژه اثرپذیری از مکاتب فکری مطرح در تمدّن اسامی خاصّه کلام معتزلی و اشعری و فلسفۀ سینوی و حکمت صدرائی نظا مهای کلامی متفاوتی از باورهای دینی تشیّع امامی را ارائه نمود هاند. آشنایی با مکاتب کلامی و گرای شهای مختلفی که در کلام امامیّه پدیدآمده است پی شنیاز هرگونه پژوهش دقیق در این دانش است. با این وصف، تا کنون هیچ دست هبندی مشخّصِ معیاری از مکاتب کلامی امامیّه ارائه نشده است که هم نمایانگر سب کها و گرای شهای اصلیِ مختلف موجود در تاریخ کلام امامیّه باشد و هم مقبول و مورد اّتفا قنظر پژوهشگران این عرصه قرار گرفته باشد. در نوشتار حاضر، تاش م یشود پیشنهادی در خصوص دست هبندی ادوار و مکاتب کلامی امامیّه ارائه گردد. بر بنیاد این دست هبندی تازه، ادوار و مکاتب گونا گون تکوی نیافته در کلام امامیّه در قرون میانی )از قرن چهارم تا قرن یازدهم هجری قمری( بر اساس سبک اندیشگی و مبانی کلامی متمایز متکلّمان امامی به چهار دورۀ: ) 1( کلام معتزلی شامل مکاتب بغداد متقدّم و متأخّر و مکتب حلّۀ متقدّم، ) 2( کلام معتزلی _ فلسفی در مکتب حلّۀ متأخّر، ) 3( کلام فلسفی در مکتب قم و ) 4( کلام فلسفی _ عرفانی در مکتب اصفهان طبق هبندی م یشود.

5da2d2be381bc.JPG

زمینه ها و عوامل حضور شیعیان در ساختار خلافت عباسی از 575 ق تا 656 ق

محسن الویری, رضیه سادات موحد ابطحی

آغاز رهبری خلیفه، ناصرلدین الله (575-622 ق) نقطه عطفی در تاریخ اواخر حکومت عباسیان محسوب می شود؛ چرا که روی کار آمدن وی پس از یک دوران رکود قدرت در خلافت عباسی صورت گرفت. آن چه در این دوران اهمیت دارد راه یافتن شیعیان به عنوان بخشی از کارگزاران حکومتی به ساختار قدرت است، به گونه ای که توانستند با حضور در ارکان مختلف حکومت، دست به فعالیتهایی برجسته تا سقوط بغداد از سوی مغولان بزنند. این مقاله با استفاده از دیدگاه مایکل استنفورد، مهمترین عوامل اثرگذار بر این پدیده را اینگونه بر شمرده است. ضعف خلافت، تحول نگاه خلفای عباسی نسبت به شیعیان، منازعات عباسیان و خوارزمشاهیان، اقبال مردم به تشیع، تحول مفهوم حکومت جائر نزد شیعیان، اندیشه حفظ جامعه شیعی، برجستگی و کاردانی شیعیان و افزایش توان مندیهای آنان.

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

5a2bc6c242f85.JPG

نقش سید بن طاووس (م664ق) در رشد فرهنگی و اجتماعی شیعیان

محسن رحمتی, زینب بیرانوند

شیعیان در سده هفتم هجری به رشد فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی، به ویژه در شهر بغداد، دست یافتند. بی‌تردید رضی‌الدین علی بن موسی بن طاووس (589ـ664ق) در این پویایی و رشد سهمی مؤثر داشت. این مقاله با روش وصفی ـ تحلیلی بر آن است، پس از مروری بر وضعیت شیعیان در قرن هفتم و نیز شخصیت سید بن طاووس، نقش او را در این زمینه بررسی کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سید بن طاووس با تدوین و نشر کتاب در موضوعات مختلف، رواج دادن مقتل و منقبت‌خوانیِ اهل بیت:، بر پا کردن مجالس مناظره با پیروان سایر فِرَق اسلامی، ترویج اندیشه مهدویت و نزدیکی ظهور منجی، همکاری با ایلخان مغول در چارچوب یک نظریه سیاسی دینی و سرانجام تدوین ادعیه و رواج دادن فرهنگ دعا، در رشد فرهنگی و اجتماعی شیعیان در این دوره نقش داشته است

فرهنگ و تمدن/آداب و رسوم و فرهنگ/فرهنگی اجتماعی
مقاله