حکومت صفویه (907ـ 1135ق)، ویژگی­هایی­ دارد که آن را نسبت به ادوار پیشین تاریخ ایران متمایز می‌سازد. از جمله وجوه تمایزش، بُعد مذهبی است. اجرای آیین عزاداری عاشورا در دولت صفویان، از دغدغه‌های دیرینه و از عناصر اساسی هویت‌بخش و تمدن‌ساز در فرهنگ شیعه است؛ چندان‌که صفویان، ساخت اجتماعی ایران را با تأکید بر هویت مذهبی و ملی جدیدی تعریف کردند. این پژوهش، درصدد است با روش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن توجه به ضرورت کاربرد رویکردهای جامعه‌‌شناختی در تحلیل پدیده‌های تاریخی، نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه را در چشم‌انداز حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه به‌عنوان زیربنایی برای دوره‌های بعد (قاجار و ...) بررسی و تحلیل نماید. مبتنی بر این رویکرد، پرسش اصلی پژوهش پیش­رو این است که آیین عزاداری عاشورا در عصر صفویه از چه ویژگی‌هایی برخوردار بوده و آیا توانسته خود را به عنوان یک کانون پیشرو و تمدن‌زا معرفی کند؟ نتیجه بررسی­ها، نشان می­دهد دولت صفویه با بهره­مندی از عناصری چون: رسمی کردن مذهب تشیع، استقلال و آزادی سیاسی حکومت، نفوذ اجتماعی روحانیان و گسترش آیین و شعایر شیعی و رسوخ آیین­های مذهبی در فرهنگ عمومی، به ­تدریج از کارکرد آیین عزاداری عاشورا در تمدن‌سازی، ایجاد انسجام و یک‌پارچگی در ایران آن ­زمان استفاده کرد.

منابع مشابه بیشتر ...

5e1db4d0c6efa.JPG

تبلور مفاهیم شیعی در شکل‌گیری مساجد دوران صفویه و قاجاریه؛ بررسی تطبیقی: مسجد شهید مطهری تهران و مسجد امام خمینی اصفهان

امیرمسعود دباغ, شادی رهبر

بارزترین تجلی‌گاه معنویت و هویت متعالی انسانی را می‌توان در لایه‌های پنهانی هنر قدسی[1] و اوج شکوفایی هنر معماری مقدس اسلامی را می‌توان در ساخت مساجد جست‌وجو کرد. در این بین، به نظر می‌رسد مساجدی که در دوران طلایی قدرت معنوی‌، مالی و سیاسی شیعیان در این سرزمین شکل گرفته‌اند، واجد هویت معنوی ویژه‌ای هستند. با تشکیل دولت صفوی در اوایل قرن دهم هجری و اعلام تشیع اثنا‌عشری به عنوان مذهب رسمی‌، ایران بعد از قرن‌ها، هویت ملی و سیاسی خود را بازیافت. از این‌رو مذهب تشیع، به‌تدریج در روح و جان ایرانیان نفوذ کرد و روح هنرمندان و معماران ایرانی به تشیع روشن گردید؛ لذا به آفرینش فضاهایی دست زدند که از روح و ماهیت تشیع سرشار بود. معماری مسجد به عنوان محمل بروز چنین عقایدی، از ظرایفی در طراحی برخوردار گشت که در دوره صفویه و پس از آن قاجار، به نهایت تکامل خویش دست یافت. در دوره قاجاریه، شیوه جدیدی در معماری ایجاد شد و معماران این زمان نیز دنباله‌رو معماران صفویه بودند. در این پژوهش، سعی شده تا با مقایسه معماری دوره صفویه و یک دوره بعد از آن (قاجاریه)، به بررسی اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران و نوآوری‌هایی پرداخته شود که از نظر فضا در این دوران به وجود آمده‌ است؛ هرچند به نظر می‌رسد، معماری دوره قاجار، قوت لازم خلق یک معماری جدید را نداشته است. از این رو در این پژوهش، دو شاه‌کار هنر و معماری اسلامی و شیعی این سرزمین‌، یعنی مسجد امام خمینی اصفهان و مسجد شهید مطهری تهران، با بازشناخت اصول قدسی حاکم بر طراحی مساجد شیعی بررسی تطبیقی شده است. بر اساس نتایج تحقیق، می‌توان تفاوت و به نوعی تکامل دوران صفویه تا قاجاریه را در عواملی چون طرح، فضا، نقوش جملات به‌کار رفته در کتیبه‌ها، رنگ‌های استفاده‌شده در تزیینات و مناره‌ها جست‌و‌جو کرد.

5e1d927b3f4c3.JPG

تحلیلی از وضعیت کردهای شیعه فیلی در عراق

مسعود اخوان کاظمی, پروانه عزیزی

کردهای فیلی، گروهی از کردهای شیعه ایرانی‌تبار ساکن عراق هستند. این گروه قومی ـ مذهبی، در دوران حکومت بعث، به دلیل ایدئولوژی پان‌عربیسم و نفرتی که حکومت وقت عراق از کردها، تشیع و ایرانیان داشت، آنان را آزار، اذیت و شکنجه می‌کرد. اوج آزار و اذیت حکومت بعث در مورد کردهای فیلی در دهه‌های 70 و 80 میلادی صورت گرفت. در این دوران، حکومت عراق از آنان سلب تابعیت نمود، اموالشان را مصادره کرد، جوانانشان را به قتل رساند و زنان و سال‌خوردگان­ آن‌ها را به عنوان معاودین از عراق اخراج نمود. پس از سقوط حکومت بعث و بی‌اعتبارشدن ایدئولوژی پان‌عربیسم و ایجاد حکومت جدید در عراق، برای تمام اقوام، قومیت‌ها و گروه­های عراقی، امکان حضور در عرصه­های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم شده است. این مقاله، تلاش نموده تا ضمن واکاوی پیشینه تاریخی و هویتی کردهای فیلی، جایگاه و نقش کنونی آن‌ها را در صحنه سیاسی ـ اجتماعی عراق امروز تحلیل و ارزیابی کند. یافته‌های پژوهش حاضر، نشان می‌دهند که اگرچه کردهای فیلی تلاش می‌کنند تا ضمن بازیابی هویت خود، به عنوان شهروندان این کشور، مانند سایر گروه­ها و قومیت­های عراقی در ساختار سیاسی ـ اجتماعی کشورشان نقش مؤثری را ایفا نمایند، هنوز محرومیت‌های تحمیل‌شده به این گروه در دوران حاکمیت بعثی، به‌طور کامل از بین نرفته‌اند.

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

5e03376152085.JPG

طریقت های صوفیه؛ عاملی همگرایی کردها به تشیع در کردستان از سال 907 تا 1400 ق

محمدعلی چلونگر

مظاهر مشترک میان طریقت های صوفیه و تشیع در کردستان، یکی از عوامل تاثیرگذار در گرایش طوایفی از کردها در چند قرن اخیر به پذیرش مذهب تشیع بود؛ زیرا در زیر سلطه دامنگیر آداب و مناسک طریقتی بر کردستان، نمادها و مظاهر بسیاری از عقاید شیعی در میان کردها رواج یافت و تبعیت مردم کرد از مذهب امام شافعی را تا حد تکفف در نماز، کیفیت انجام وضو و ادای اذان تنزل داده بود. کردهای پیرو طریقت های صوفیه در موضوع توسل، زیارت قبور، تبعیت از شیخ طریقت و غیره به مانند شیعیان عمل می کردند و در فضای چنین اعتقادی اختلاف چندانی با شیعیان احساس نمی کردند. بنابراین طریقت های نقشبندی، قادری، نعمت اللهی و جلالی شایع در سراسر مناطق کردنشین، زمینه ورود افکار و عقاید شیعی به کردستان را فراهم کردند و در قالب افکار و عقاید صوفیه، مروج عقاید شیعی در میان کردها بودند. همگرایی و نزدیکی عقاید طریقت و تشیع، نزدیکی هرچه بیشتر طوایفی از کردها به مذهب تشیع را فراهم نمود و رشد تشیع در میان طوایفی از کردها - بخصوص کردهای نواحی جنوب کردستان - را بدنبال داشت. اما سقوط دامنه عقاید طریقت در کردستان که با سرعت از اواخر دوران پهلوی شروع و در دوران انقلاب اسلامی تمامی کردستان را در بر گرفت، به جدایی مرزهای تشیع و تسنن و افتراق آن ها در نواحی کردنشین انجامید. این که آیا ﯾﻘﺖﻫﺎی ﺻﻮﻓﯿﻪ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺑﺮای رﺷﺪ ﺗﺸﯿﻊ در ﻣﯿﺎن ﮐﺮدﻫﺎ ﺑﻮدهاﻧﺪ؟ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﻣﺸﺘﺮک ﻃﺮﯾﻘﺖﻫﺎی ﺻﻮﻓﯿﻪ و ﺗﺸﯿﻊ در ﻣﯿﺎن ﮐﺮدﻫﺎ ﮐﺪاﻣﻨﺪ؟ و ﯾﺎ ﻣﺤﻮ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻃﺮﯾﻘﺘﯽ در ﻣﯿﺎن ﮐﺮدﻫﺎ در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ اﺧﯿﺮ، در روﻧﺪ واﮔﺮاﯾﯽ ﻣﺮدم ﮐﺮد از ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺷﯿﻌﯽ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ؟ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺳﺆالﻫﺎﯾﺎﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶاﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﻠﯿﻞ اﺳﻨﺎد ﺗﺎرﯾﺨﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮاﯾﻦ ﻣﺨﺘﻠﻒ اوﺿﺎع ﮐﺮدﺳﺘﺎن، در ﭘﯽ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ آنﻫﺎ هستیم.

علوم/علوم عرفانی
مقاله
5df51fc1f2ca1.JPG

جایگاه تشیع در اندلس در مقایسه با مذاهب دیگر (تحلیلی بر علل گسترش نیافتن تشیع در اندلس)

محمدعلی چلونگر

مسلمانان از سال ۹۲ تا ۸۹۸ ق/۷۱۱ تا ۱۴۹۲ م، در اندلس حضور داشتند و این منطقه بخشی از دنیای اسلام محسوب می‌شد. با بررسی جایگاه تشیع در اندلس، این مسئله برای ما آشکار می‌شود که در دوره حاکمیت مسلمانان در این سرزمین، تشیع نفوذ و گستردگی نداشت و اندلس وضعیت متفاوتی با مناطق شرقی خلافت داشت.عواملی چند موجب شد که در این منطقه از جهان اسلام، تشیع نتواند از کثرت جمعیت برخوردار شود. این عوامل را می‌توان این گونه برشمرد: فعال نبودن اصحاب و راویان روایات ائمه(ع) در آنجا؛ حضور نداشتن گسترده قبایل و خاندان‌های شیعی؛ حاکمیت امویان که مخالف هرگونه اندیشه و تفکر با بن‌مایه‌های شیعی بودند؛ حاکمیت مذهب اوزاعی و بعد از آن مالکی که مخالف تفکر و اندیشه‌های شیعی بودند. این مقاله در پی بررسی این عوامل است.

جغرافیا/آفریقا/مغرب و اندلس
مقاله