فرقه گرایی یکی از آفات جدی ادیان توحیدی به شمار می آید. این آفت، در تاریخ مکتب تشیع اثناعشری نیز به دلیل وجود نسخه های بدل معنوی آن، همواره از دغدغه های معصومان (ع) و عالمان دینی بوده است. از جریان های مهمی که در ساختارشکنی فرهنگ معرفتی تشیع کوشیده اند، می توان به تصوف و نحله های متعدد آن اشاره کرد. تصوف یا صورت اجتماعی عرفان اسلامی که به نحو گسترده در مبانی، اصول و معناگرایی، وام دار مکتب امامیه است، در طول حیات خود، جنبه هایی منفی و مثبت پدید آورد و صورت غالب آن در ایران، به دلایلی، از جمله تطبیق نیافتن کامل با فقه اثناعشری، پس از قرن دهم هجری، در دامن فترت و انزوا افتاد؛ اما هم سو با علایق خاورشناسان که بر روش شناختی علمی متکی است و با ظهور استعمار جدید که فرقه سازی را از موثرترین شیوه های ایجاد تفرقه در بین ملل مسلمان در نظر دارد، بازشناسی و احیای چنین جریانی رواج یافته است. تحلیل شرق شناسان از تشیع صوفیانه، بر دو صورت کلی استوار است. برخورد نخستین ایشان به دلیل دوره انحطاط صوفی گری و تفوق ابزاری غرب، جدی و موشکافانه نبود، اما با رواج تتبعات در رسایل ادبی و عرفانی، آنان اهمیت میراث فکری-فرهنگی صوفیه را دریافتند و به نشر آن اهتمام نمودند. این موج تا زمان حاضر ادامه دارد. با این حال، صورت غالب شرق شناسی به دلیل خاستگاه اومانیستی-لیبرالیستی خود، نگاهی مساعد به عبودیت ندارد و قادر نیست فهمی شفاف از مکتب تشیع یا تصوف ارائه دهد، بلکه به گزینش هایی بنابر جهت گیری های ساختاری خود در شکل دهی به پدیده های معنوی می پردازد.

منابع مشابه بیشتر ...

626118cc57bba.JPG

الحقبة التأسیسیة للتشیع الاثني عشري: حوار الحدیث بین قم وبغداد تألیف الدکتور أندرو ج. نیومان؛ عرض ودراسة

علی زهیر هاشم الصراف

خلّف المستشرقون أسلاف الباحثین الغربیین حالیاً تراثاً لا بأس به من الدراسات المشرقیة والإسلامیة إستفاد منه هؤلاء الباحثون، فالإستشراق تحوّل إلى مجالات علمیة بحتة أصبحت تدرسها الکلیات ومراکز الأبحاث، لکنّ تلک الأبحاث بقیت تخدم أهداف ومصالح الغرب الإمبریالیة فی بعض الموارد، إلا أن الکثیر منها حالیاً نابعة عن وجدان باحثین غربیین أحرار یصنّفون الکتب والأبحاث من أجل إرضاء أطماحهم البحثیة واستکمالاً لمسیرتهم العلمیة. ومن جملة الحقول البحثیة المهمة التی کتب فیها الباحثون الغربیون الکثیر من هذه الدراسات، هی الدراسات الإسلامیة والحدیث الشریف منها بالتحدید سیّما الحدیث الشیعی. ومن هؤلاء الباحثین المعاصرین أستاذ جامعة إدینبرا الدکتور أندرو ج. نیومان الذی شهدنا له العدید من المساهمات فی حقل الفکر الإمامی وبالتحدید دراساته فی الحدیث الشیعی وجهود علماء الإمامیة فی العصر الصفوی وتحدیداً فی موضوع جدلیة الدین والعلماء مع السیاسة ورجالها. وما نهدف إلیه من دراستنا هذه هو نقد کتاب الباحث نیومان الهامّ عن تاریخ الحدیث الشیعی فی القرون التأسیسیة للمذهب الإمامی وأثر النهجَین الفکریَین الهامَّین عند علماء الإمامیة وهما: النهج الأصولی والنهج الإخباری الذی یمثله قم والقمّیون آنذاک فی تدوین أقدم ثلاثة مجامیع روائیة عند الشیعة الإمامیة: المحاسن للبرقی (توفی بین 274ـ280 ه‍/ 887ـ893 م) وبصائر الدرجات للصفّار القمّی (ت 290 ه‍/ 903 م) والکافی فی علم الدین للکلینی الرازی (ت 329 ه‍/ 941 م) وفق منهج التحلیل التاریخی والإستقرائی للنصوص التاریخیة والروائیة سیّما من تلک الکتب.