این نوشتار بر سر آن است تا خواننده خود را برای مشاهده نتایج به کارگیری روش پدیدارشناسی در یک پژوهش دینی به نظاره بنشاند. در سال های اخیر، محمدعلی امیرمعزی کتابی به فرانسه نوشت به نام رهنمای الوهی در تشیع نخستین. در این کتاب وی به پیروی از روش کسانی چون هانری کربن به روش پدیدارشناسی تشیع نخستین را کاویده است. ثمره این کاوش نیز بحث هایی را برانگیخته و نظرهایی را به خود کشانده است. روش پدیدارشناسی به معنای اخص کلمه برگرفته از آن معنای پدیدارشناسی است که ادموند هوسرل اصطلاح کرد و در این نوشته به پدیدارشناسی ذات شناختی وصف شده است. روش پدیدارشناسی ذات شناختی در دهه های اخیر مورد اقبال برخی دین پژوهان قرار گرفته است. کاربست این روش برای بازشناسی حاق و مغزای تشیع نتایج تامل برانگیزی را به بار آورده که در این جا مؤلف ضمن بیان این نوشته، جایگاه روش یادشده در میان روش ها و رویکردها و رهیافت های دین پژوهی، به تبیین این نتایج می پردازد. به این ترتیب، این کار را می توان معرفی کتاب امیرمعزی نیز تلقی کرد.

منابع مشابه بیشتر ...

5d2b6a07884f9.JPG

مدرسه مستنصریه و گسترش تشیع امامیه در قرن هفتم هجری

محسن رحمتی, زینب بیرانوند

نیمه اول قرن هفتم هجری، عصری تعیین­کننده در تکامل مکتب تشیع، محسوب می‌گردد. در این محدوده زمانی، تشیع امامیه، تحت تأثیر عوامل گوناگون، به یک جریان قدرتمند اجتماعی ـ فرهنگی در بغداد تبدیل گشت. در میان عوامل متعددی که در زمینه‌سازی برای رشد تشیع مؤثر بودند، یکی نیز وجود و فعالیت مدرسه­ مستنصریه است. مقاله حاضر، درصدد است تا با بهره­گیری از اندک داده­های موجود، به شیوه توصیفی ـ تحلیلی، به تبیین تأثیر مدرسه­ مستنصریه بر گسترش تشیع امامیه بپردازد. پژوهش حاضر، نشان می­دهد که این مدرسه­، با تبدیل نمودن منازعات مذهبی به مناظراتی مسالمت­ آمیز، فرصتی فراهم ساخت تا شیعیان امامیه، ضمن حضور در کادر اداری آن، به ترویج و تبلیغ عقاید و افکار خود بپردازند.