منابع مشابه بیشتر ...

5e1a05a2d948e.JPG

راهبرد شیعیان در مواجهه با نهادهای قدرت در دو قرن پایانی خلافت عباسی

محمدطاهر یعقوبی

دو قرن پایانی خلافت عباسیان، دوره‌ای همراه با تحولات مهم و هم‌چنین متفاوت برای شیعیان بود. از نیمه قرن پنجم، بخش مهمی از سرزمین‌های اسلامی زیر سلطه سلجوقیان و سپس خوارزمشاهیان قرار گرفت. سلجوقیان پیرو و مدافع اهل‌سنت بودند، اما روابط آن‌ها با خلافت عباسی فراز و نشیب‌های زیادی داشت. خوارزمشاهیان نیز خود به عنوان یک مدعی در برابر خلافت ظاهر شدند. شیعیان به عنوان یک گروه تاثیرگذار و نقش‌آفرین در عرصه فرهنگ و سیاست، در مواجهه با دو نهاد سلطنت و خلافت چه نقشی داشتند و چه راهبردی در پیش گرفتند؟ تبیین مواضع و نقش شیعیان، موید این نکته است که آن‌ها در این مقطع در مواجهه با قدرت، استراتژی مشخص داشتند و رویکرد آن‌ها، تعامل با نهادهای قدرت و مشارکت در قدرت سیاسی برای حفظ امنیت و توسعه مسیر پیشرفت برای مکتب تشیع بوده است.

5e1a01d017327.JPG

وضعیت شیعیان اسماعیلیه نزاری الموت (484-517 هجری) در مواجهه با سلاجقه

سیدمیرحسین علامه

این مقاله، به بررسی کوشش‌های سیاسی ـ نظامی نزاریان در دوره حسن صباح و در مواجهه با سلاجقه و با در نظر داشتن اوضاع سیاسی بین سال‌های 484-517 قمری در دوره اقتدار و رهبری حسن صباح می‌پردازد. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی کتابخانه‌ای و مبتنی بر منابع مکتوب است. در واقع جنبش نزاری که اولین داعی رودبار با ابداع سیره­های جدیدی درون جمعیت اسماعیلیان، فراجبال شمال، غرب و شرق ایران آن را از سال 483 قمری بنیان‌گذاری کرد، از دوره اوج نفوذ قدرت سلاجقه، خلافت عباسیان و فاطمیان شروع شد و تا هجوم هلاکوخان به نشو و نمای سیاسی خود ادامه داد. نهضت قلاع حسن صباح در این منازعه قدرت، در درون سرزمین سلاجقه، به مواجهه دینی، سیاسی و نظامی با آن‌ها می‌پردازد. چنین است که گردش مذهبی حسن صباح از شیعه امامیه به شیعه اسماعیلیه، جلب منفعت از مستنصر فاطمی برای رسیدن به اقتدار سیاسی ـ نظامی در الموت بود. در مقاله حاضر، کوشش‌های سیاسی ـ نظامی نزاریان و شیعیان اسماعیلیه، با رهبری کاریزماتیک حسن صباح در برابر سلاجقه بررسی می‌گردد.