شیعیان از دیرباز در بومهای مختلف جهان اسلام زندگی می‌کرده، و حلقه‌های درس و بحث علمی هم داشته‌اند. گاه این حلقه‌های درس در امتداد زمان توسعه می‌یافته، و به پایگیری زنجیره‌های استاد و شاگردی می‌انجامیده، و تعالیمی را پدید می‌آورده که نسل اندر نسل منتقل می‌شده است. بدین سان، حوزه‌هایی علمی پدید می‌آمده که گاه مدتی طولانی استمرار داشته، و مکاتبی متمایز و شاخص را در خود جای می‌داده است؛ مکاتبی که بسیارشان هم اکنون کمتر شناخته شده‌اند. برخی از این حوزه‌های علمی مشهور، و بر جریانهای فرهنگی جهان تشیع بسی اثرگذار بوده‌اند؛ آن سان که در بارۀ کوفه و قم چنین می‌توان گفت. به نظر می‌رسد جایگاه برجستۀ این قبیل حوزه‌ها سبب شده است عالمان نسلهای بعد و نیز، محققان معاصر در تحلیلهای خویش از تاریخ علوم و معارف شیعی، کمتر به حوزه‌های دیگر توجه کنند و کارکرد آنها را بجویند. بناست که در این مطالعه، با مروری بر مهمترین بومهای شیعه‌نشین در جهان اسلام، حوزه‌های فرعی و کم شناختۀ فرهنگ شیعی، گرایشهای فکری غالب در هر یک، و شخصیتهای اثرگذار در هر بوم را بازشناسیم. این کوشش، مدخلی خواهد بود برای شناخت مکاتب فکری کم شناختۀ شیعی، امتداد تاریخی هر یک، و البته آموزه‌های متمایزی که هر یک داشته‌اند.

منابع مشابه بیشتر ...

5d2b2ce3a6cbf.JPG

مطالعه تطبیقی اخلاق اقتصادی در مذاهب پروتستانتیسم و شیعه

هادی نوری

پژوهش حاضر، این مسأله را بررسی می‌کند که تفسیر ماکس وبر از اسلام، با حکم ویژه او درباره پروتستانتیسم ارتباط بسیار ضعیفی دارد. بر این اساس، پرسش علمی پژوهش حاضر این است که «اخلاق اقتصادی موجود در پروتستانتیسم (در چارچوب نظریه اخلاق پروتستانی وبر) تا چه اندازه با اخلاق اقتصادی مذهب شیعه قابل مقایسه است؟» از این جهت، روش پژوهش از نوع مقایسه‌ای بوده که دنبال یافتن وجوه تفاوت و تشابه این مذاهب در مقوله اخلاق اقتصادی است. بر این اساس، هفت شاخص از تز اخلاق پروتستانی وبر استخراج گردیده و به‌عنوان مبنای مقایسه اخلاق اقتصادی از آن استفاده شده است. یافته‌های این پژوهش، نشان می‌دهد که اخلاق اقتصادی در پروتستانتیسم و تشیع بر مبنای نظریه ماکس وبر، فاقد انطباقند.